تنـگ در آغوش هم
خوابیده در قفسـه های
کتابخانه ای روستایی !
گاهی تـو را
گاهی مـرا،
تنها به سبب
تشدید دلتنـگی هایمان
به امانت می بردند. . .
جمعه وقتی این چیزها را ندارد
عجیب دلش می گیرد
ما را در سایت سفیران عشق دنبال میکنید
برچسب: جمعه, نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:47
ما را در سایت سفیران عشق دنبال میکنید
برچسب: نهار, نویسنده: بازدید: 219 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:47
6 روز از تولد آرمیتا گذشت , صبح 29 ام اول صبح تبریک تولد آرمیتا رو دادی و برا شمع و کیک و هورا فرستادیم . براش تلگرامی جشن گرفتیم ; تو و من . 29 ام امسال دقیقا مصادف شد با تحویل ماشینم و من اون وقت که پیام تبریک دادی توی پلاک گذاری بودم . این تقارن و تصادف رو تو گفتی .. .
دلم , مامان آرمیتا . . . .دوستتدارم ; یک دنیااا
چشم انتظاری تو ; اینکه نهار چی داشتی و چی خوردی , پرسیدن اینکه بالایی یا پایین , تنهایی یا نه و خلاصه اینکه چه میکنی . . . .شیرینه ; شیرین دلم !!!
حالا من موندم و چشم انتظاری جفت شدن این خطوط که نوید اومدن توست ...
درینگ درینگ . . .
صدای تحویل پیام تلگرام !!!!!
این صدا شده سوت خبرداری وگوشی به دستی من ; به این امید که تو باشی و بگی علی ; شده سوت ه خبردار یه سرباز پیاده ...❤️
هر صبح که چشم باز میکنی، روشنایی و شور تمام جهانم را میگیرد ، آسمان آبی تر میشود، آری رنگ و نور جهانم از خورشید چشمان توست، تو که زیباترین تابلوی نقاشی خداوندی. . .